سوره بقره آیه 82-78

سوره بقره آیه 82-78

توسط: حامد سلیمان پور

33 بازدید

1397/10/11

ساعت:16:36

78. وَ مِنْهُمْ اُمِّيُّونَ لايَعْلَمُونَ الْكِتابَ اِلّا اَمانِىَّ وَ اِنْ هُمْ اِلّا يَظُنُّونَ.

79. فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِاَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِاللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمّا كَتَبَتْ اَیْدیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمّا یَكْسِبُونَ.

80. وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَاالنّارُ اِلّا اَيّاماً مَعْدُودَةً قُلْ اَتَّخَذْتُمْ عِنْدَاللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ اَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مالاتَعْلَمُونَ.

81. بَلى مَنْ كَسَبَ سَیِّئَةً وَ اَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَاُولئِكَ اَصْحابُ النّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ.

82. وَالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ اُولئِكَ اَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ.

ترجمه

78. و [پاره اى ] از آنان، [عوام و] بیسوادانى هستند كه كتاب [آسمانى خود تورات ] را جز [پندارها و ]آرزوهایى خام نمى دانند، و تنها [بافته هایى را ]مى پندارند.

79. پس واى بر آنان كه با دستهاى خویش، كتاب [خودساخته و تحریف شده اى ] را مى نگارند؛ آنگاه [بدون پرواى از خدا ]مى گویند: «این [كتاب ]از نزد خدا [آمده ] است» تا از اینطریق بهاى اندكى به كف آورند؛ باز هم واى بر آنان از آنچه دستهایشان نگاشته، و واى بر آنان از آنچه [بدینوسیله ] بدست مى آورند.

80. و گفتند: جز روزهایى چند، هرگز آتش [سوزان دوزخ ]به ما نخواهد رسید.» [اى پیامبر!] بگو: «آیا پیمانى نزد خدا [و یا از او ]گرفته اید؟ و [بر این باوريد كه ] خداوند هرگز به پیمان خود خلاف نمى كند؟ یا آنچه را كه نمى دانید، به دروغ به خدا نسبت مى دهید؟!»

81. آرى؛ هر كه [گناه و] بدى بدست آورد و گناهش او را درمیان گیرد، پس چنین كسانى اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.

82. و كسانى كه ایمان آورند و كارهاى شایسته انجام دهند، آنان اهل بهشتند و در آن جاودان خواهند بود.

تفسیر

باز هم سخن از برخى دسته هاى یهود است كه مى فرماید:

و پاره اى از اینان، عوام و بیسوادانى هستند كه كتاب آسمانى خويش تورات را جز پندارها و آرزوهایى خام نمى دانند. نه از مقررّات آن چیزى مى فهمند و نه از معارف و مفاهیم آن. در زندگى خویش، بسان چهارپایان، دنباله رو دیگرانند؛ و هرآنچه سردمدارانشان مى بافند و مى سازند، همان بافته ها را بازمى گویند؛ و چنین مى پندارند و آرزو مى كنند كه قرآن و اسلام، پس از رحلت پیامبر (ص) نابود و میداندارى گذشته آنان احیا مى شود؛ امّا باید بدانند كه تنها بر بافته هاى بى اساس و پوچى دل بسته اند.

ابن عبّاس مى گوید: منظور از «امانى»، گفتار دروغى است كه بر زبان مى آورند. امّا «كلبى» بر آن است كه مقصود، بافته هاى سردمداران آنان است. و برخى ديگر بر این انديشه اند كه منظور، تلاوت بدون تفكّر و تعقّل تورات است.

به هر حال، آنچه از آیه شریفه دریافت مى شود، این است كه آنان در مفاهيم و مقررّات كتاب آسمانى خويش و بدست آوردن آنها، بجاى آموختن و اندیشیدن و تحقیق، تنها به خواندن آن و دنباله روى از آرزوهاى خام و پندار و گمان بسنده كرده اند؛ و روشن است كه چنین برخوردى با آیات خدا و كتاب او، گناهى بزرگ است و انسان را به حق نمى رساند.

«فویلٌ للّذين يكتبون الكتاب بايديهم»

آنگاه قرآن به دانشمندان دنیاپرست یهود هشدار مى دهد كه:

پس واى بر كسانى كه با دستهاى خود كتاب تحريف شده اى را مى نگارند و آنگاه مى گویند این بافته هاى ميان تهى ازسوى خدا آمده است.

درمورد واژه «ویل»، عدّه اى گفته اند: منظور، شكنجه و عذاب دردناك است؛ و دسته اى نیز معتقدند كوهى از آتش است كه در دوزخ قرار دارد.

از پیامبر گرامى (ص) نقل كرده اند كه فرمود:

«انّه واد فى جهنّم یهوى فیه الكافر اربعین خریفاً قبل اَن یبلغ قعره.»

«ویل» درّه بسیار ژرفى در دوزخ است كه پس از پرتاب شدن انسان كافر و ستمكار در آن، چهل سال طول مى كشد تا به اعماق آن برسد.

به هر حال، این واژه تكان دهنده، هماره در موقعیتهاى خطرناك و یا در اوج اندوه و دریغ و شدّت مصیبت و رنج، بر زبان جارى مى شود.

«ثمّ یقولون هذا من عنداللّه»

منظور این است كه دانشمندان قدرت پرست يهود، خواسته ها و آرزوهاى جاه طلبانه خویش را به دست خود مى نویسند و آنگاه آن را به نام كتاب خدا و مقررّات او، به خورد ساده دلان مى دهند.

این فراز از آيه، نظير این آيه شريفه است كه مى فرمايد:

«اَوَلَمْ یَرَوْا اَنّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمّا عَمِلَتْ اَیْدینا اَنْعامَاً ...»

آیا ندیدند كه ما به قدرت خویش، براى آنان چهارپایانى آفریدیم ...؟!

كه منظور از «ممّاعملت ایدینا»، به دست خویش یا به قدرت خویش است.

و با این بيان، قرآن تأكيد مى كند كه آنان هواهاى جاه طلبانه خود را به دستِ خويش مى نوشتند و آنگاه مى گفتند این كتاب خداست، درحالیكه خود مى دانستند دروغى رسوا است.

گروهى نیز گفته اند: منظور این است كه آنان تورات را تحريف كردند و همه نشانه ها و ويژگيهايى را كه درمورد پيامبر گرامى (ص) و نويد آمدنش در آن بود، تغییر دادند تا توده هاى ساده دل را گمراه سازند.

«لیشتروا به ثمناً قلیلاً»

تا از طریق آن، بهایى اندك بدست آورند [و از مردم، ثروت و امكاناتى بگیرند]

و «ثمناً قلیلاً» بيانگر این حقيقت است كه هرآنچه دربرابر این خيانت بگيرند، بهایى اندك است؛ چرا كه به هر اندازه هم پول بگیرند، چون ارزشهاى مادّى است، اندك و ناچیز است: «قل متاع الدّنیا قلیلٍ ...».

و برخى نیز گفته اند: این ثروت اندوزى از آن جهت «اندك» خوانده شده كه از راه حرام است و حرام هرچه زیاد باشد، ناچیز است.

«فویلٌ لهم ممّا كتبت ايديهم»

باز هم واى بر آنان از آنچه به دست خویش نوشتند!

و راستى كه عذاب دردناك و رسوایى جاودانه بر آنان باد كه كتاب آسمانى خویش را تحریف كردند.

«و ویلٌ لهم ممّایكسبون»

و واى بر آنان از آنچه بدست مى آورند!

دستاورد آنان ممكن است گناه سهمگین آنان باشد، یا ثروتهاى حرام و بادآورده و یا هر دو.

و قالوا لن تمسّناالنّار الّا ايّاماً معدودةً»

و [یهودیان ] گفتند: جز روزهایى چند، هرگز آتش سوزان دوزخ به ما نخواهد رسید

واژه «معدودة» به معناى «اندك و ناچیز» است؛ و گاه به «شمارش شده» نیز «معدوده» مى گویند امّا به همراه قرينه، و هرگاه قرینه نداشته باشد، به مفهوم «اندك و ناچیز» است.

«قل أتّخذتم عنداللَّه عهداً فلن یخلف اللّه عهده ام تقولون على اللّه مالاتعلمون»

[اى پیامبر! به آنان ] بگو: آیا پیمانى نزد خدا [و یا از او] گرفته اید؟! و [بر این انديشه ايد كه ] خداوند هرگز به پیمان خود خلاف نمى كند؟ یا آنچه را كه نمى دانید، به دروغ به خدا نسبت مى دهید؟!

آيا براستى پيمان گرفته اید كه شما را دربرابر بيداد و فريبى كه بدان دست مى يازيد، جز چند روزى كیفر نخواهد كرد؟! و آيا این خبر از راه وحى به شما رسيده است؟! طبق چه ملاك و معیارى، چنین ادّعایى مى كنید؟!

يا حقيقت این است كه از روى جهالت و جسارت و گمراهى، بر خدا دروغ مى بندید؟

روشن است كه آنان پیمانى از خدا نگرفته بودند كه خدا از آن تخلّف نورزد. پس آنچه را نمى دانستند، به دروغ به خدا نسبت مى دادند.

«بلى من كسب سيّئةً»

در پاسخ ادّعاى پوچ یهود كه مى گفتند «جز چند روزى، آتش به آنان نخواهد رسید»، اینك قرآن شریف قانونى جاودانه و جهانشمول را به تصویرمى كشد و مى فرماید:

آرى؛ هر كس بدى و زشتى بدست آورد و گناهش او را درمیان گیرد، چنین فرد و كسانى اهل دوزخند. بنابراین، پندار شما بى اساس و بى پایه است.

درمورد واژه «سيّئه»، دیدگاهها متفاوت است:

عدّه اى بر این اعتقادند كه منظور، شرك و شرك گرایى است؛ و دسته اى برآنند كه مقصود، گناه بزرگى است كه كیفر آن آتش دوزخ است.

از دیدگاه ما، نظر اوّل درست است؛ زیرا آتش جاودانه اى كه در آیه شریفه از آن سخن رفته، با شرك و شرك گرایى هماهنگ است.

«و احاطت به خطیئته»

و كردار بد و گناهانش، او را درمیان گیرد

درمورد این جمله از آيه شريفه، بعضى گفته اند: منظور این است كه گناهان و زشتيهاى او از هر سو او را دربرگيرد؛ همانگونه كه این آيه شريفه مى فرمايد: «...وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةً بِالْكافِرینَ.» (...دوزخ از هر سو كافران را فرا مى گیرد).

و برخى ديگر مى گویند: منظور این است كه گناهانش او را نابود مى سازد؛ همانگونه كه در این آيه شريفه به این معنا آمده است: «... اِلّا اَنْ يُحاطَ بِكُمْ ...»؛ و نیز در این آيه شريفه: «... وَظَنُّوا اَنَّهُمْ اُحیطَ بِهِمْ ...»؛ همچنين در این آيه شريفه: «وَ اُحیطَ بِثَمَرِهِ ...»؛ كه در همه این آيات، احاطه به معناى «نابودى» آمده است.

منظور از «خطیئه»، به عقیده عدّه اى، «شرك» است و به اعتقاد گروهى دیگر، «گناه كبیره». پاره اى نیز آن را «پافشارى و اصرار بر گناه» معنا كرده اند. و علّت اينكه در این جمله واژه «خطیئه» بكار رفته و از واژه «سيّئه» استفاده نشده، تنها نوعى ظرافت و رعایت عالى ترین درجه فصاحت و بلاغت است.

«فاولئك اصحاب النّار هم فیها خالدون»

پس چنین كسانى اهل آتشند و هماره در آن ماندگار

يادآور مى شود كه جمله پايانى این آيه شريفه نشان مى دهد كه منظور از «سيّئه» - كه بدان اشاره رفت - همان شرك به خداست؛ چرا كه از دیدگاه مذهب اهل بیت، انسان باایمان در آتش دوزخ جاودانه نخواهد ماند. درحالیكه آیه بیانگر آن است كه هر كس بدى(سیّئه) كرد و گناهانش او را احاطه كرد و از هر سو وى را فراگرفت، جایگاهش هماره دوزخ خواهد بود و راه نجات و رهایى به رویش مسدود است؛ و این نشان مى دهد كه دو واژه «سيّئه» و «خطیئه» - همانگونه كه از ابن عبّاس نقل شده - همان شرك گرایى است.

برنامه های هیئت

تفسیر روز

سوره بقره آیه 102-103

1397/11/16

تفسیر قطره ای قرآن

شأن نزول این آیه شریفه در شأن نزول این آیه شریفه آورده اند كه: یهودیان هماره به حضور پيامبر (ص) شرفياب مى شدند و از تورات و آنچه در آن بود، پرسش مى كردند؛ و آن حضرت در پرتو وحى و مهر خدا، پاسخهاى شایسته اى به آنان مى داد؛ تا حدّى كه آنان اعتراف كردند كه محمّد(ص) از خود ما به كتاب آسمانى ما آگاهتر...


حدیث روز

إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْکوفَةُ الصَّغِیرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَی قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَی وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ.


خداوند حرمی دارد که مکه است پیامبر حرمی دارد و آن مدینه است و حضرت علی (ع) حرمی دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از هشت درب بهشت سه درب آن به قم باز می شود - زنی از فرزندان من در قم از دنیا می رود که اسمش فاطمه دختر موسی (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت می شوند.

امام صادق (علیه السلام)

قاسمیه در شبکه های اجتماعی