تفسیر سوره بقره آیه 30

تفسیر سوره بقره آیه 30

توسط: حامد سلیمان پور

115 بازدید

1396/11/18

ساعت:20:30

Bagare 30

وهنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم كه در زمين جانشينى قرار دهم. فرشتگان گفتند: آيا كسى را در زمين قرار مى‏دهى كه در آن فساد كند و خون‏ها بريزد؟ در حالى كه ما با حمد و ستايش تو، ترا تنزيه و تقديس مى ‏كنيم.

خداوند فرمود: همانا من چيزى مى‏ دانم كه شما نمى ‏دانيد.

نكته ‏ها:

در آيه ‏ى قبل خوانديم كه خداوند، همه‏ ى مواهب زمين را براى انسان آفريده است. در اين آيه و آيات بعد، مسأله‏ ى خلافت انسان در زمين مطرح مى ‏شود كه نگرانى فرشتگان از فسادهاى بشر و توضيح و توجيه خدا و سجده آنان در برابر نخستين انسان را بدنبال دارد.

فرشتگان، يا از طريق اخبار الهى ويا مشاهده‏ ى انسان‏هاى قبل از حضرت آدم عليه السلام در عوالم ديگر يا در همين عالم ويا به خاطر پيش‏ بينى صحيحى كه از انسان خاكى و مادّى وتزاحم‏ هاى طبيعى آنها داشتند، خونريزى وفساد انسان راپيش‏ بينى مى‏ كردند.

گرچه همه‏ ى انسان‏ها، بالقوّه استعداد خليفه خدا شدن را دارند، امّا همه خليفه‏ ى خدا نيستند و به فرموده روايات افراد خاصى هستند، چون برخى از آنها با رفتار خود به اندازه‏ اى سقوط مى‏ كنند كه از حيوان هم پست ‏تر مى ‏شوند. چنانكه قرآن مى‏ فرمايد: «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»

قرارگاه اين خليفه، زمين است، ولى لياقت او تا «قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏» مى ‏باشد.

به ديگران اجازه دهيد سؤال كنند. خداوند به فرشتگان اذن داد تا سؤال كنند و گرنه ملائك، بدون اجازه حرف نمى ‏زنند و فرشتگان مى‏ دانستند كه براى هر آفريده‏ اى، هدفى عالى در كار است.

سؤال: چرا خداوند در آفرينش انسان، موضوع را با فرشتگان مطرح كرد؟

پاسخ: انسان، مخلوق ويژه‏ اى است كه ساخت مادّى او به بهترين قوام بوده: «أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» و در او روح خدايى دميده شده و بعد از خلقت او خداوند به خود تبريك گفت.

سؤال: خدايى كه دائماً حاضر، ناظر وقيّوم است چه نيازى به جانشين وخليفه دارد؟

پاسخ: اوّلًا جانشينى انسان نه به خاطر نياز و عجز خداوند است، بلكه اين مقام به خاطر كرامت و فضيلت رتبه‏ ى انسانيّت است. ثانياً نظام آفرينش بر اساس واسطه‏ هاست. يعنى با اينكه خداوند مستقيماً قادر بر انجام هر كارى است، ولى براى اجراى امور، واسطه‏ هايى را قرار داده كه نمونه‏ هايى را بيان مى‏ كنيم:

* با اين‏كه مدبّر اصلى اوست: «اللَّهُ الَّذِي ... يُدَبِّرُ» ليكن فرشتگان را مدبّر هستى قرار داده است. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»

* با اين‏كه شفا به دست اوست؛ «فَهُوَ يَشْفِينِ» امّا در عسل شفا قرار داده است. «فيه شفاء»

* با اين‏كه علم غيب مخصوص اوست؛ «إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ»ليكن بخشى از آن را براى بعضى از بندگان صالحش ظاهر مى‏كند. «إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ»

پس انسان مى ‏تواند جانشين خداوند شود و اطاعت از او، همچون اطاعت از خداوند باشد.

«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» و بيعت با او نيز به منزله‏ ى بيعت با خداوند باشد. «انّ‏ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ ... إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ» و محبّت به او مثل محبّت خدا باشد. «من احبّكم فقد احب الله»

براى قضاوت درباره‏ ى موجودات، بايد تمام خيرات و شرور آنها را كنار هم گذاشت و نبايد زود قضاوت كرد. فرشتگان خود را ديدند كه تسبيح و حمد آنها بيشتر از انسان است. ابليس نيز خود را مى‏ بيند و مى‏ گويد: من از آتشم و آدم از خاك و زير بار نمى ‏رود. امّا خداوند متعال مجموعه را مى ‏بيند كه انسان بهتر است و مى‏ فرمايد: «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ».

پيام‏ها:

1- شايد بتوان از اين دو آيه (29- 30) فهميد: خداوند ابتدا اسباب زندگى را براى انسان فراهم كرد، سپس او را آفريد. «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ... إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ» چنانكه حضرت على عليه السلام فرمود: «فلمّا مهد ارضه و انفذ امره اختار آدم ...» همين كه زمين را گسترد و فرمانش را متنفّذ قرارداد، انسان را آفريد.

2- آفرينش ملائكه، قبل از آدم بوده است. زيرا خداوند آفريدن انسان را با آنان در ميان گذاشت. «قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ»

3- انتصاب خليفه و جانشين و حاكم الهى، تنها بدست خداست. «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»

4- انسان، جانشين دائمى خداوند در زمين است. «جاعِلٌ» (كلمه «جاعل» اسم فاعل و رمز تداوم است.)

5- انسان مى ‏تواند اشرف مخلوقات و لايق مقام خليفةاللهى باشد. «جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» البتّه ستمكاران از نيل به اين مقام محروم شده‏اند: «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»

6- ملائكه، فساد و خونريزى را كار دائمى انسان مى‏ دانستند. «يُفْسِدُ ... وَ يَسْفِكُ» (فعل مضارع نشانه‏ى استمرار است.)

7- حاكم و خليفه‏ ى الهى بايد عادل باشد، نه فاسد و فاسق. خليفه نبايد «يفسد فى الارض» باشد.

8- طرح لياقتِ خود، اگر بر اساس حسادت نباشد، مانعى ندارد. «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ»

9- عبادت و تسبيح در فضاى آرام، تنها ملاك و معيار لياقت نيست. «نَحْنُ نُسَبِّحُ»

10- به خاطر انحراف يا فساد گروهى، نبايد جلوى امكان رشد ديگران گرفته شود. با آنكه خداوند مى‏ دانست گروهى از انسان‏ها فساد مى‏ كنند، امّا نعمت‏ آفرينش را از همه سلب نكرد.

11- مطيع و تسليم بودن با سؤال كردن براى رفع ابهام منافاتى ندارد. «أَ تَجْعَلُ فِيها»

12- خداوند فساد و خونريزى انسان را مردود ندانست، ليكن مصلحت مهمتر و شايستگى و برترى انسان را طرح نمود. «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»

13- توقّع نداشته باشيد همه‏ ى مردم بى ‏چون و چرا، سخن يا كار شما را بپذيرند.زيرا فرشتگان نيز از خدا سؤال مى‏كنند. «قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها»

14- علوم و اطلاعات فرشتگان، محدود است. «ما لا تَعْلَمُونَ»

------------

ابن بابویه از محمد بن  موسی بن متوکل از .... از حضرت امام جعفر صادق (ع) روایت کرده است که ایشان فرمودند: خداوند تبارک و تعالی نام تمامی حجت های خود را به آدم (ع) آموخت و سپس ایشان را به صورت روح بر فرشتگان نمایان ساخت و فرمود: اگر راست می گویید که چون شما مرا می ستایید و بزرگ می شمارید برای جانشینی من روی زمین سزاوارتر از آدم هستید از نام های ایشان مرا خبر دهید. فرشتگان گفتند : « منزهی تو، ما را جز آنچه به ما آموخته ای هیچ دانشی نیست تویی دانای حکیم» خداوند فرمود، «آی آدم! ایشان را از اسمائشان خبر ده » فرشتگان والایی جایگاه آنان را نزد پروردگاردریافتند و دانستند که ایشان سزاوارترند تا جانشین او در زمین باشند تفسیر برهان ج 2 ص 245

برنامه های هیئت

تفسیر روز

سوره بقره آیه 164-163

1398/4/31

تفسیر قطره ای قرآن

«وَإِلَهکُمْ إِلَه وَاحِدٌ لاَّ إِلَه إِلاَّ هوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ (163) إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا ینفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّه مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاء فَأَحْیا بِه الأرْضَ بَعْدَ مَ...


183 بازدید

حدیث روز

صَبْرٌ فِی شِدَّةٍ وَ فِی الْهَزَاهِزِ وَقُورٌ وَ فِی الْمَکارِهِ صَبُورٌ.


در شداید بردبار، در فتنه های تکان دهنده با وقار، در سختی ها شکیبا است.

امام صادق (علیه السلام)

قاسمیه در شبکه های اجتماعی