توحید در نهج البلاغه خطبه 1

توحید در نهج البلاغه خطبه 1

توسط: حامد سلیمان پور

54 بازدید

1390/7/28

ساعت:14:40


    1- عجز انسان از شناخت خدا

      سپاس خداوندي را كه سخنوران از ستودن او عاجزند و حسابگران از شمارش نعمت هاي او ناتوان، و تلاشگران از اداي حق او درمانده اند. خدايي كه افكار ژرف انديش، ذات او را درك نمي كنند و دست غواصان درياي علوم به او نخواهد رسيد. پروردگاري كه براي صفات او حد و مرزي وجود ندارد، و تعريف كاملي نمي توان يافت و براي خدا وقتي معين، ‌و سرآمدي مشخص نمي نوان تعيين كرد. مخلوقات را با قدرت خود آفريد، و با رحمت خود بادها را به حركت در آورد و به وسيله كوهها اضطراب و لرزش زمين را به آرامش تبديل كرد.

      2- دین وشناخت خدا
      سرآغاز دين، خداشناسي است؛ و كمال شناخت خدا،‌ باورداشتن او؛ و كمال باور داشتن خدا، شهادت به يگانگي اوست؛ و كمال توحيد، اخلاص؛ و كمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا كردن است؛ زيرا هر صفتي نشان مي دهد كه غير از موصوف، و هر موصوفي گواهي مي دهد كه غير از صفت است؛ پس كسي كه خدا را با صفت مخلوقات تعريف كند او را به چيزي نزديك كرده، و با نزديك كردن خدا به چيزي، دو خدا مطرح شده؛ و با طرح شدن دو خدا، اجزايي براي او تصور نموده؛ و با تصور اجزا براي خدا، او را نشناخته است . و كسي كه خدا را نشناسد به سوي او اشاره مي كند و هركس كه به سوي خدا اشاره كند، او را محدود كرده، به شمارش آورد. و آن كس كه بگويد « خدا در چيست؟ » او را در چيزي ديگري پنداشته است و كسي كه بپرسد « خدا بر روي چه چيزي قراردارد؟ » به تحقيق جايي را خالي از او در نظر گرفته است، در صورتي كه خدا هموراه بوده، و از چيزي به وجود نيامده است. با همه چيز هست، نه اينكه همنشين آنها باشد؛ و با همه چيز فرق دارد نه اينکه از آنان جدا و بيگانه باشد. انجام دهنده همه كارهاست، بدون حركت و ابزار و وسيله؛ بيناست حتي درآن هنگام كه پديده اي وجود نداشت، يگانه و تنهاست، زيرا كسي نبوده تا با او انس گيرد، و يا از فقدانش وحشت كند.

        3- راه های خدا شناسی

        الف ) آفرينش جهان

         

        خلقت را آغاز كرد و موجودات را بيافريد بدون نياز به فكر و انديشه اي، يا استفاده از تجربه اي ، بي آنكه حركتي ايجاد كند، و يا تصميمي مضطرب در او راه داشته باشد. براي پديد آمدن موجودات، وقت مناسبي قرارداد، و موجودات گوناگون را هماهنگ كرد و در هكدام غريزه خاص خودش را قرارداد، و غرائز را همراه آنان گردانيد. خدا پيش از آن كه موجودات را بيافريند، از تمام جزئيات و جوانب آنها آگاهي داشت، و حدود و پايان آنها را مي دانست.و از اسرار درون و بيرون پديده ها آشنا بود. سپس خداي سبحان طبقات فضا را شكافت، و اطراف آن را باز كرد، و هواي به آسمان و زمين راه يافته را آفريد. ودر آن آبي روان ساخت، آبي كه امواج متلاطم آن شكننده بود، كه يكي بر ديگري مي نشست. آب  را بر بادي شكننده نهاد و باد را به بازگرداندن آن فرمان داد، و به نگهداري آب مسلط ساخت، و حد و مرز آن را به خوبي تعيين فرمود. فضا در زير تند باد و آب بر بالاي آن در حركت بود. سپس خداي سبحان طوفاني برانگيخت كه آب را متلاطم ساخت و امواج آب را پي در پي درهم كوبيد. طوفان به شدت وزيد و از نقطه اي دور دوباره آغاز شد. سپس به طوفان امر كرد تا امواج درياها را به هر سو روان كند و بر هم بكوبد و با همان شدت كه در فضا وزيدن داشت، بر امواج آب ها حمله ور گردد از اول آن بر ميداشت و به آخرش مي ريخت و آب هاي ساكن را به امواج سركش برگرداند تا آنجا كه آب ها روي هم قرار گرفتند و چون قله هاي يلند كوه ها بالا آمدند.امواج تند كف هاي برآمده از آب ها را در هواي باز و فضاي گسترده بالا برد، كه از آن هفت آسمان را پديد آورد. آسمان پايين را چون موج مهار شده و آسمان هاي بالا را مانند سقفي استوار و بلند قرار داد، بي آنكه نيازمند به ستوني باشد يا ميخ هايي كه آنها را استوار كند. آنگاه فضاي آسمان پايين را به وسيله ستارگان درخشنده زينت بخشيد و در آن چراغي روشنايي بخش و ماهي درخشان به حركت در آورد كه همواره در مدار فلكي گردنده و برقرار و سقفي متحرك و صفحه اي بي قرار به گردش خود ادامه دهند.

         

        ب) شگفتي خلقت فرشتگان :

         

        سپس آسمان هاي بالا را از هم گشود و از فرشتگان گوناگون پر نمود. گروهي از فرشتگان همواره در سجده اند و ركوع ندارند و گروهي در ركوع اند و ياراي ايستادن ندارند و گروهي در صف هايي ايستاده اند كه پراكنده نمي شوند و گروهي همواره در تسبيح گويند و خسته نمي شوند و هيچ گاه خواب به چشمشان راه نمي يابد و عقل هاي آنان دچار اشتباه نمي ردد بدن هاي آنان دچار سستي نشده و آنان دچار بي خبري برخاسته از فراموشي نمي شوند. برخي از فرشتگان امينان وحي الهي و زبان گوياي وحي براي پيامبران مي باشند، كه پيوسته براي رساندن حكم و فرمان خدا در رفت وآمدند. جمعي از فرشتگان حافظان بندگان و جمعي ديگر دربانان بهشت خداوندند. بعضي از آنها پاهايشان در طبقات پايين زمين قرارداشته و گردن هايشان از آسمان فراتر و اركان وجودشان از اطراف جهان گذشته، عرش الهي بر دوش هايشان استوار است و برابر عرش خدا ديدگان به زير افكنده و در زير آن بال ها را به خود پيچيده اند. ميان اين دسته از فرشتگان با آنها كه در در مراتب پايين تري قرار دارند، حجاب عزت و پرده هاي قدرت فاصله انداخته است.هرگز خدا را با وهم و خيال در شكل و صورتي نمي پندادند و صفات پديده ها را بر او روا نمي دارند. هرگز خدا را در جايي محدود نمي سازند و نه با همانند آوردن به او اشاره مي كنند.

         

         

        برنامه های هیئت

        تفسیر روز

        سوره بقره آیه 102-103

        1397/11/16

        تفسیر قطره ای قرآن

        شأن نزول این آیه شریفه در شأن نزول این آیه شریفه آورده اند كه: یهودیان هماره به حضور پيامبر (ص) شرفياب مى شدند و از تورات و آنچه در آن بود، پرسش مى كردند؛ و آن حضرت در پرتو وحى و مهر خدا، پاسخهاى شایسته اى به آنان مى داد؛ تا حدّى كه آنان اعتراف كردند كه محمّد(ص) از خود ما به كتاب آسمانى ما آگاهتر...


        حدیث روز

        مَنْ‏ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي‏ بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ.


        كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است.

        امام جواد (علیه السلام)

        قاسمیه در شبکه های اجتماعی