فاطمه واژه بی خاتمه - قسمت دهم

فاطمه واژه بی خاتمه - قسمت دهم

توسط: حامد سلیمان پور

53 بازدید

1391/2/6

ساعت:10:59

خاموش!

خانم !

رود به خواب ،

دو چشم از خیال او ؟

هیهات !

بود صبور ، دل اندر فراق او ؟

حاشاک !

بایدش ، به نظاره بنشینم ،

جمال جمیلش را ،

چه کنم ؟

گر رود از پی خوبان دل من معذور است

درد دارد ،

چه کند ،

کز پی درمان نرود

زود مرا بازگوی که :

او کجاست ، بارگاهش ؟!

فاطمه را می گویم.

- دخترم !

عود افروخته ای بود که آرام بسوخت !

- یعنی چه ؟!

- یعنی :

همه از سوی خدای آمده ایم ،

باز هم ،

رهسپر کوی خداییم همه !

- خانم !

هیچ فهم نتوان نمودن !

کاش می فهمیدمی که چه خواهید گفتن !

- دخترم !

او را نمی گویی مگر ؟

همو که ،

شامش بدی دلگیر ،

همه صبحش بدی دلتنگ !

پشت سر را می دید ،

دشت تا دشت ،

غم و غربت و سرگردانی !

پیش رو می دید ،

کوه تا کوه ، پریشانی و بی سامانی !

سینه اش سنگین بود ،

قوت آه نداشت ،

جز غم و رنج توانکاه نداشت ،

نه ، همان فاطمه را می گویی ؟!

دخترم !

او رفت ، خاموش !

یعنی که رخت بر بست !

زندگانی را در نوشت !

جامه تن را بگذاشت !

و جاده آخرت را پیمود !

و در زاویه لحد آرمید !

و از قید آب و گل بیاسود !

- خانم !

ضریحش کجاست ؟!

مزارش کجاست ؟!

- دخترم !

پوشیده است !

نا پیداست !

پنهان است !

-  پنهان ! چرا ؟!

از چه روی ؟!

- دخترم !

مگر نه آن است که گنج ها همه ناپیدایند !

از این هم که بگذریم ، گفتمت :

اگر او نبود

پیامبر نبود

و نه علی

و نه هستی !

یعنی که او ریشه را مانند است ،

و ریشه ها مگر نه انست که همه پنهان اند ؟

و بایدشان بود نیز ،

دخترم !

از یک بوته گل چه می توانی دید ؟!

-  چه توانم دید ؟!

معلوم باشد ،

ساقه ها را ،

برگ ها را ، گل هایش را !

- و دیگر چه ؟!

- و دیگر ؟!

- هیچ !

آری ، یکی چیز دیگر نیز باشد ،

اما نتوانم دید !

و آن ریشه است .

و همان ریشه دخترم !

اگر نمی بود ، نه ساقه ها را خبری می بود ،

ونه برگ ها را ،

و نه گل ها را ،

که اینان همه چیز دارند ،

از همان ناپیدا ،

همان ریشه !

برنامه های هیئت

1398/3/4

شنبه - شب قدر

1440/09/20

خیابان گرو مسجد حاج آقابابا

1398/3/6

دوشنبه - شب قدر

1440/09/23

خیابان گرو مسجد حاج آقابابا

تفسیر روز

سوره بقره آیه 152-148

1398/2/29

تفسیر قطره ای قرآن

148 : وَلِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَا فاسْتَبِقُواْ الخَیْرَ تِ أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ کُلِّ شَى‏ءٍ قَدِیرٌ ترجمهو براى هر کس قبله‏اى است که به آن سوى رو مى ‏کند. (بنابراین درباره‏ جهتِ قبله گفتگو نکنید و به جاى آن) در نیکى&r...


حدیث روز

إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْکوفَةُ الصَّغِیرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَی قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَی وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ.


خداوند حرمی دارد که مکه است پیامبر حرمی دارد و آن مدینه است و حضرت علی (ع) حرمی دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از هشت درب بهشت سه درب آن به قم باز می شود - زنی از فرزندان من در قم از دنیا می رود که اسمش فاطمه دختر موسی (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت می شوند.

امام صادق (علیه السلام)

قاسمیه در شبکه های اجتماعی