فاطمه واژه بی خاتمه - قسمت شانزدهم

فاطمه واژه بی خاتمه - قسمت شانزدهم

توسط: حامد سلیمان پور

37 بازدید

1391/2/14

ساعت:14:48

بنچاق فتنه

دخترم

یهود را

و مسیحیت را

دانشمندانی است

که آنان را راهبان نیز بنامند

و راهبان پاره ای شان تارک دنیا یند

و نیز دنیائیان را

و هماره در انزوا

و به عبادت مشغول

و با چه ریاضت ها

که کمترین حاصلش توان است

توان پیش بینی

و پیش گویی

اینکه آینده چه خواهد شد

و آیندگان چگونه ؟

عمر

و ابابکر

همین دو

که بنچاق بودند فتنه را

و  فساد

و اندیشمندان مصلحت

دست در دست هم داشتند

و با یک اندیشه مشئوم به راه افتادند

تا ببینند راهبان را

و بدانند که در آینده چه خواهد شدن

و این پیامبر را چگونه اش سرنوشتی است

تا اگر آن باشد که خواهند

تظاهر به ایمانش کنند

و آن را که آنان می خواستند چیزی نبود

جز قدرت

جز حکومت

و راهبان بگفتند

او  جهانی است

و جهان را خواهد گرفت

و چه با شتاب که بیامدند

به پیشگاه پیشوای جهان

و گفتند

ما نیز به ایمان باشیم

و تو را ای پاک

پیامبر می دانیم خدای را

و با او بودند

تا آنجا که خطر ها جدی نمی شد

و منفعت ها در خطر نمی افتاد

و بر آن شدند تا نزدیکتر باشند

نه پیامبر را

بل قدرتش را

و حکومت اش را

این بود که به خواستگاری آمدند

فاطمه را

و یکی بود پاسخ هر دو

و آن اینکه :

اختیارش نه با من است

با خداوند است

و اوست که اجازه نمی دهد

و بدیدند نیز که بیامد به خواستگاری

همان

همان که اولین ها همیشه به نامش رقم می خورد

اولین کس که ایمان آورد

اولین کس که نوشت قرآن را

اولین کس که قرآن را حافظ آمد

و ...

و پیامبرپذیرفت

یعنی که خدای پذیرفت

و بدین سان علی شوی شد فاطمه را

و همین ها

چه کینه ها که در سینه های سیاه آن سیه روزان بکاشت

و تا آسمان برگرفت شعله هاش

در همان روز که کوچ بود پیامبر را

و ار تحالش

و آسمانیان چه سوختند تا که شنیدند

خلیفه نه آنست که بایست

و مسلمانان را ابابکر است خلیفه

- خانم

مردم چه ؟!

مردم چه کردند ؟!

- دخترم !

بیت

تبعیت

- با که ؟!

از که ؟!

- ابابکر

- ابابکر ؟!

مردم دیگر چرا ؟!

نشنیده بودند آیا که پیامبرشان می گفت :

علی مع القرآن

و القرآن مع علی

ولن یفترقا !

فانوس قرآن به دست علی است
و علی است که آن فانوس را بدست است

و این هر دو از هم جدایی شان نتوان

یعنی که دیگرها فانوسی شان نیست به دست

پس هدایت را نیز نتوانند

و ندانند

که خود نیز پایشان در گل نشیند

- آری دخترم

شنیده بودند

و چه خوب هم

- پس چرا ؟!

چرا چنین نمودند ؟!

- دخترم !

فردا !

فردا خواهمت گفت .

برنامه های هیئت

تفسیر روز

سوره بقره آیه 102-103

1397/11/16

تفسیر قطره ای قرآن

شأن نزول این آیه شریفه در شأن نزول این آیه شریفه آورده اند كه: یهودیان هماره به حضور پيامبر (ص) شرفياب مى شدند و از تورات و آنچه در آن بود، پرسش مى كردند؛ و آن حضرت در پرتو وحى و مهر خدا، پاسخهاى شایسته اى به آنان مى داد؛ تا حدّى كه آنان اعتراف كردند كه محمّد(ص) از خود ما به كتاب آسمانى ما آگاهتر...


حدیث روز

إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْکوفَةُ الصَّغِیرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَی قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَی وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ.


خداوند حرمی دارد که مکه است پیامبر حرمی دارد و آن مدینه است و حضرت علی (ع) حرمی دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از هشت درب بهشت سه درب آن به قم باز می شود - زنی از فرزندان من در قم از دنیا می رود که اسمش فاطمه دختر موسی (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت می شوند.

امام صادق (علیه السلام)

قاسمیه در شبکه های اجتماعی