توسط: حامد سلیمان پور
1,021 بازدید
1391/2/6
ساعت:11:05
دیر آشنا
خانم
پدرم می گفت :
آدم ها به فانوس می مانند !
لیک زمان روشنایی شان کم ،
و پاره ای شان بسیار ،
یعنی که یکسان نباشد زمان ضیاء شان،
و هر کدامشان به میزانی معلوم باشد ،
روشنایی شان ،
جز آنکه پیش آمدی پیش آید ،
و رویدادی رخ دهد ،
و رخدادی ، رخ !
که در آن صورت پیشتر از موعد موعود ،
و زمان محتوم ،
تاریک خواهند شدن ،
و خاموش !
حالیا مرا مسئلت این است که :
آن اختر بخت ، آن فانوس آسمانی ، چگونه اش خاموشی گرفت ،
آیا در همان زمان که می بایست ؟
و به گونه ای طبیعی ؟
یا که حادثه ای رخ داد ،
و در آن رخداد حادث ، جان را ،
جانانه ،
به جانان بخشید ؟
- دخترم !
تلخ انجام و تلخ آغازیست ،
چیست دنیا ؟
چیست این دیر آشنای زود سیر ؟
سرد مهری ،
زشترویی ، از وفا بیگانه ای
آه ،
- خانم !
می گریید ؟!
چرا ؟!
یادم نمی رود که پدرم می گفت :
چشم ها شمع ها را می مانند ،
و شمع ها تا می بارند ،
اشک ها را ،
یعنی که روشنند ،
و تا روشن ،
در پناه پرتوشان ، می توانی که ببینی ،
آنچه را که باید !
ونیز چشم هایی که می بارند اشک را ، چه روشنند !
و من از چشمان روشن شما که اینگونه می بارند می بینم ، و چه خوب !
که این حادثه نه آنسان که ،
به تصویر آید !
هزار اندوه !
هزار افسوس !
نمی دانم ماجرا چون است ؟!
و چگونه ؟!
خانم !
ای قامت خمیده ی درهم شکسته ات ،
گویای داستان ملال گذشته ها !
بعد از خدای ،
خدای دل و جان من تویی
مرا بازگوی ماجرایش را ،
که می بینم و می دانم که دور از او هر چه هست ،
سیاهی است
نور نیست !
- دخترم !
چه می شنوی ؟!
- خانم چیزی نیست ،
قرآن پیش از اذان است !
آهنگ کلام خداست که می گوید :
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
- آری دخترم !
کنون به نماز باید رفت ،
و اگر به فردایی رسیدیم ،
همین گاه ،
همین جا ،
بازت خواهم گفت ،
تا خدا چه خواهد !
سوره بقره آیه 254-251
1402/7/20
تفسیر قطره ای قرآنفَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۲۵۱﴾ ترجمه : پس آنان را به اذن خدا شكست دادند و...
إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فیک خَیْراً، فَانْظُرْ إلی قَلْبِک فَإنْ کانَ یُحِبُّ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ یبْغِضُ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیک خَیْرٌ، وَ اللّهُ یُحِبُّک، وَ إذا کانَ یُبْغِضُ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ یُحِبّ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیک خَیْرٌ، وَ اللّهُ یُبْغِضُک.
اگر خواستی بدانی که در وجودت خیر و خوشبختی هست یا نه، به درون خود دقّت کن، اگر اهل عبادت و طاعت را دوست داری و از اهل معصیت و گناه، ناخوشایندی! پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد، و خداوند تو را دوست می دارد. ولی چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشی و به اهل معصیت، عشق و علاقه ورزیدی! پس خیر و خوبی در تو نباشد، و خداوند تو را دشمن دارد.