شیطان شناسی - 5

شیطان شناسی - 5

توسط: حامد سلیمان پور

36 بازدید

1397/6/2

ساعت:00:04

ابلیس: جنی در جمع ملائک

قرآن کریم داستان را این چنین بیان می فرماید: وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ(کهف50) این«الا ابلیس» برخی را به اشتباه انداخته و گمان کرده اند، ابلیس هم فرشته بوده است. نیز مبتنی بر این مطلب، انحراف بسیاری ایجاد شده و حرف های باطل فراوانی هم گفته شده است.

در این آیه خداوند فرموده:«همه ی ملائکه سجده کردند به جز ابلیس» معتقدند این نشان می دهد ابلیس هم در زمره ی ملائکه بوده است. در صورتی که قرآن تصریح می فرماید که: كَانَ مِنَ الْجِنِّ(کهف50) یعنی او از اجنه بود.

پس مطلب چیست؟ اگر او از اجنه بوده، چرا در این جا «الا» آمده است؟ همه ی ملائکه سجده کردند، به جز ابلیس. این «جز ابلیس» از چه روست؟

پاسخ این است که: وقتی به ملائکه امر شد «سجده کنید»، ابلیس هم در میان آن ها حاضر بود و مخاطب امر خدا قرار گرفت، و از جنس ملائکه هم نبود، بلکه در میان ملائکه حضور داشت. وقتی موجودی در میان موجودات دیگر حضوردارد صرف همین، دلیل نمی شود که از جنس آن ها باشد. مثلا اگر چند نفر در جایی نشسته باشند و مثلا یک گربه هم در میان آن ها باشد، می گوییم:«این گربه، جزء این جمعیت است.)» یعنی در حال حاضر که این جمعیت این جا هست، این حیوان هم حضور دارد. اگر بگوییم این گربه جزء این جمعیت است، معنایش این نیست که این گربه هم انسان است.

در ماجرای سجده ی ملائکه بر آدم (ع) نیز شبیه همین استعمال عرفی مطرح شده است.

راوی درباره ی همین مطلب از امام صادق (ع) سوال می کند که « آیا او جزء ملائکه بود؟ یا کاری از امر آسمان به او سپرده شده بود؟» یکی از کار های ملائکه این است که تدبیر امر خدا می کنند. به عنوان مثال از آسمان پیام به زمین می آورند. سوال او همین است که آیا ابلیس هم کارگزار خدا بوده که به او ماموریتی سپرده شده باشد؟

حضرت چنین پاسخ می فرمایند: لم یکن من الملائکة و کانت الملائکة تری انه منها و کان الله یعلم انه لیس منها و لم یکن یلی شیئا من امر السماء و لا کرامة ( بحارالانوار 60/217)

او از فرشتگان نبود. اما ملائکه او را از خود می پنداشتند. و خداوند می دانست که او از آن ها نیست و هیچ چیز از امر آسمان را بر عهده نگرفته بود و (نزد خدا) کرامتی نداشت.

فرشتگان به خاطر کثرت همنشینی با ابلیس، او را از خود می پنداشتند. در روایت دیگری می فرمایند:

كان من الجن و كان مع الملائكة ( بحارالانوار 60/218) یعنی از اجنه بود ولی با فرشتگان، نه این که از سنخ ملائک باشد. بله، ملائکه گمان می کردند او از خودشان است. اما چه زمانی متوجه شدند که از آن ها نیست؟ زمانی که بر آدم سجده نکرد.

همین مطلب به شکل روشن تری در این روایت آمده است:

فَإِنَّ إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْمَلَائِکَةِ فِی السَّمَاءِ یَعْبُدُ اللَّهَ وَ کَانَتْ الْمَلَائِکَةُ تَظُنُّ أَنَّهُ مِنْهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ مِنْهُمْ فَلَمَّا أَمَرَ اللَّهُ الْمَلَائِکَةَ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ ع أَخْرَجَ مَا کَانَ فِی قَلْبِ إِبْلِیسَ مِنَ الْحَسَدِ فَعَلِمَ الْمَلَائِکَةُ عِنْدَ ذَلِکَ أَنَّ إِبْلِیسَ لَمْ یَکُنْ مِثْلَهُمْ(بحارالانوار60/234)

ابلیس در آسمان در میان فرشتگان بود و خدا را عبادت می کرد و ملائک گمان می کردند او از آن هاست، در حالی که از آن ها نبود. پس هنگامی که خداوند فرشتگان را امر فرمود به آدم سجده کنند،حسدی که در قلب ابلیس بود را بیرون آورد. در این هنگام ملائکه پی بردند که او از آن ها نبوده است.

در این جا تعبیر «من الملائکه» آمده ولی معنای آن به قرینه ی جملات بعد همین است که فقط در میان آن ها بود نه از جنس ملائکه. این مطلب آن قدر مخفی بود که حتی خود ملائکه این را نمی دانستند، زیرا ابلیس در ابتدای امر اهل عبادت بود.  

چرایی «قرار گرفتن ابلیس با ملائک»

این ها اسراری است که فقط در روایات آمده است. شاهد ما روایت معتبری است که در آن از خود شیطان نقل قول شده است. در این روایت آمده یک روز شیطان دید افرادی مشغول سب مولا امیرالمومنین(ع) هستند. شیطان به شکل شخصی نا شناس از آن ها پرسید: «چرا شما سب علی (ع) می کنید در حالی که او مولای شماست؟» پرسیدند:« تو از کجا دانستی که او مولای ماست؟» گفت: « از آن جا که پیغمبرتان(ص) فرمود: من کنت مولاه فعلیٌّ مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصُر مَن نَصَرَهُ و اخذُل مَن خَذَلَهُ» از او پرسیدند:« تو از موالی و شیعیان او هستی؟ گفت:خیر، من از شیعیان و موالی او نیستم ولی او را دوست می دار، و هر کس که بغض علی بن اب طالب(ع) را داشته باشد در مال و فرزندش شریک می شوم.» از او پرسیدند: « چیزی در مورد علی(ع) می گویی؟» گفت: « از من بشنوید ای ناکثین ( طلحه و زبیر به فرماندهی شتر سواری که جنگ جمل را بر پا کردند) و قاسطین ( معاویه و لشکر او) و مارقین (خوارج) من دوازده هزار سال در میان اجنه خدا را عبادت کردم. خداوند همه ی اجنه ای را که همراه من بودند، هلاک کرد و من تنها ماندم. از تنهایی به خدا شکایت کردم. خداوند مرا به آسمان دنیا منتقل کرد. من در میان ملائکه دوازده هزار سال دیگر خدا را عبادت کردم. یکبار در حالی که مشغول تسبیح و تقدیس خدا بودیم، نور درخشنده ای از ما گذشت. تمامی ملائکه به خاطر عظمت این نور به سجده افتاده و گفتند: سبوح قدوس. این نور ملکی مقرب یا نبی مرسل است. از جانب خدای عز و جل ندا آمد: نه نور ملک مقرب است و نه نبی مرسل، این نور طینت علی بن ابی طالب (ع) است.

بدن ائمه (ع) نور است. روح شان هم نور است. ترکیب این ها می شود نور علی نور. شیطان می گوید این جا بود که من علی (ع) را شناختم. این زمانی است که فقط بدن و طینت امیرالمومنین (ع) خلق شده بود. همین دوازده هزار سال عبادت بود که ابلیس را به ملائک ملحق کرد.

دسته بندی: شیطان شناسی

برنامه های هیئت

تفسیر روز

سوره بقره آیه 57

1397/6/24

تفسیر قطره ای قرآن

 وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‌ كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ‌ و ابر را بر شما سايبان ساختيم و «منّ» و «سَلوى‌» بر شما نازل كرديم (و گفتيم:...


حدیث روز

مَنْ زارَ أخاهُ فی اللّهِ طَلَبا لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَک، وَ هَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْفٍ ألا طِبْتَ وَ طابَتْ لَک الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.


هرکس به دیدار دوست و برادر خود برود و برای رضای خداوند او را زیارت نماید به امید آن که به وعده های الهی برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند کرد، و نیز هاتفی از پشت سر ندایش در دهد که بهشت گوارایت باد که از آلودگی ها پاک شدی. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند رحمت فرایش خواهد گرفت.

امام سجاد علیه السلام

قاسمیه در شبکه های اجتماعی