توسط: حامد سلیمان پور
989 بازدید
1391/2/6
ساعت:10:59
خاموش!
خانم !
رود به خواب ،
دو چشم از خیال او ؟
هیهات !
بود صبور ، دل اندر فراق او ؟
حاشاک !
بایدش ، به نظاره بنشینم ،
جمال جمیلش را ،
چه کنم ؟
گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد ،
چه کند ،
کز پی درمان نرود
زود مرا بازگوی که :
او کجاست ، بارگاهش ؟!
فاطمه را می گویم.
- دخترم !
عود افروخته ای بود که آرام بسوخت !
- یعنی چه ؟!
- یعنی :
همه از سوی خدای آمده ایم ،
باز هم ،
رهسپر کوی خداییم همه !
- خانم !
هیچ فهم نتوان نمودن !
کاش می فهمیدمی که چه خواهید گفتن !
- دخترم !
او را نمی گویی مگر ؟
همو که ،
شامش بدی دلگیر ،
همه صبحش بدی دلتنگ !
پشت سر را می دید ،
دشت تا دشت ،
غم و غربت و سرگردانی !
پیش رو می دید ،
کوه تا کوه ، پریشانی و بی سامانی !
سینه اش سنگین بود ،
قوت آه نداشت ،
جز غم و رنج توانکاه نداشت ،
نه ، همان فاطمه را می گویی ؟!
دخترم !
او رفت ، خاموش !
یعنی که رخت بر بست !
زندگانی را در نوشت !
جامه تن را بگذاشت !
و جاده آخرت را پیمود !
و در زاویه لحد آرمید !
و از قید آب و گل بیاسود !
- خانم !
ضریحش کجاست ؟!
مزارش کجاست ؟!
- دخترم !
پوشیده است !
نا پیداست !
پنهان است !
- پنهان ! چرا ؟!
از چه روی ؟!
- دخترم !
مگر نه آن است که گنج ها همه ناپیدایند !
از این هم که بگذریم ، گفتمت :
اگر او نبود
پیامبر نبود
و نه علی
و نه هستی !
یعنی که او ریشه را مانند است ،
و ریشه ها مگر نه انست که همه پنهان اند ؟
و بایدشان بود نیز ،
دخترم !
از یک بوته گل چه می توانی دید ؟!
- چه توانم دید ؟!
معلوم باشد ،
ساقه ها را ،
برگ ها را ، گل هایش را !
- و دیگر چه ؟!
- و دیگر ؟!
- هیچ !
آری ، یکی چیز دیگر نیز باشد ،
اما نتوانم دید !
و آن ریشه است .
و همان ریشه دخترم !
اگر نمی بود ، نه ساقه ها را خبری می بود ،
ونه برگ ها را ،
و نه گل ها را ،
که اینان همه چیز دارند ،
از همان ناپیدا ،
همان ریشه !
سوره بقره آیه 254-251
1402/7/20
تفسیر قطره ای قرآنفَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۲۵۱﴾ ترجمه : پس آنان را به اذن خدا شكست دادند و...
اُبَشِّرُکُم بالمَهدیِ یَبعَثُ فی اُمَّتی عَلی إختلافٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ یَملاُ الأَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَتْ جَوراً وَ ظُلماً یَرضی عَنهُ ساکِنُ السَّماء وَ ساکِنُ الأَرضِ یُقَسِّمُ المالَ صِحاحاً فَقالَ رَجُلٌ ما صِحاحاً قال (علیه السّلام): بالسَّویَّهِ بَینَ الناسَ وَ یَملاُ اللهُ قُلوبَ اُمَّةِ مُحمدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم) غِنیً وَ یَسَعُهُم عَدلُهُ، حَتی یَأمُرَ مُنادِیاً یُنادی یَقُولُ مَن لَهُ فی المالِ حاجَةُ فَما یَقُومُ مِنَ الناسِ إلا رَجلٌ واحِدٌ.
شما را به ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشارت می دهم. زمین را پر از عدل می کند؛ همان گونه که از جور و ستم پر شده است، ساکنان آسمان ها و زمین از او راضی می شوند و اموال و ثروت ها را به گونه ای درست تقسیم می کند. کسی پرسید: معنای تقسیم صحیح ثروت چیست؟ فرمود: به طور مساوی میان مردم. سپس فرمود: دل های پیروان محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را از بی نیازی پر می کند. عدالتش همه را فرا می گیرد، تا آن جا که دستور می دهد کسی با صدای بلند صدا زند هر کس نیاز مالی دارد برخیزد، هیچ کس جز یک تن برنمی خیزد.