فاطمه واژه بی خاتمه - قسمت ششم

فاطمه واژه بی خاتمه - قسمت ششم

توسط: حامد سلیمان پور

386 بازدید

1391/1/24

ساعت:14:53

کنیز کنز

خانم ! به مزاحمت نیستم ؟

نه ای دخترک ناز من ای به فدایت کاریت هست ؟

شما اینجائید؟

بودم دخترم اما دیگر ... دیگر نیستم ! یعنی نیستند تا باشم ! آه !

 

کجایید ای در زندان شکسته      پرنده تر ز مرغان هوایی

نیسشت می شدم ای کاش ! یادش بخیر !

مرا روزگاری زمان رام بود    زمانم شد و روزگارم گذشت

روزهایی بود دخترم ! نه آسمان غم داشت و نه بیقرار بود دل من ! من بودم و او ، او بود و خدای ، و همه با شویش با بچه هایش ! خلوت نبود این کوی ، خلوتی مان بود با اوی

جز نقش او هرچه مان از دل دور              جز نام او هرچه مان بود فراموش

این کوچه کوچک نبود مشئوم ، مغموم نبود ، گرفته نبود ، آسمکان عبوس نبود ، چهره درهم نداشت ، کرانه هاش اینقدر گرد آلود نبود ، این سیه فام ابرهای تاریک نبودند ،

شب ها که از راه می رسیدند چه سبک پا بودند و لطیف! و این خانه در قلب سکوت آن همه شب ها ، چه رازها که در دل داشت !

آه آنچه دیدم برقرار خود نماند ! دخترم ! آبادی اینجا به باد رفت ! و گرنه آن دیوارها که خراب نبود ، و نه آن خانه خرابه ! و نه آن درخت شاخه هاش بر روی آن دیوار اینگونه خشک !

اینجا کوچه نبود ، دریا بود ! خانه نبود ، کشتی بود ! و من نیز پیشکار کشتی نشستگان ! باشد که باز بینم دیدار آشنا را !

خانم ! منظورم نه این بود ! ورنه می دانم ، که شما روزی کنیز بودید ،

آری دخترم ! کنیز بودم ، کنیز کنز خدای ، دخت مکرم اسلام ، واحسرتا !

خانم ! منظور این بود مرا ، که لحظه هایی چند هستید ؟! هستید تا بازگردم ؟ و چه زود می آِم !

هستم ! دور هم بیایی اگر هستم ! کجا بروم ؟! جایی ندارم ! پیش پایت بود که با خود می گفتم :

گریزی نیست از کوی تو ای دوست       چسان برگردم از کوی تو ای دوست

دخترم من هستم به انتظارت تا تو بیایی خدایت به همراه

برنامه های هیئت

تفسیر روز

آیه 231 سوره بقره

1401/2/9

تفسیر قطره ای قرآن

آیه 231 سوره بقره: وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ ۚ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ۚ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَ...


173 بازدید

حدیث روز

أعبَدُ الناس مَن أقامَ الفرائِض وَ اَسْخَی النّاس مَن اَدّی زَکاتَ مالِه و اَزهَدُ النّاس مَن اِجتَنَبَ الحرام وُ اَتقَی الناسَ مَن قالَ الحق فِی مَا لَهُ وَ عَلیهِ.


عابدترین مردم کسی است که فرائض را به جا می آورد. سخی ترین آن کسی است که زکات مال را می دهد. پارساترین مردم آن کسی است که از حرام اجتناب کند و پرهیزگارترین مردم هم آن کسی است که حق را بگوید؛ چه آن جایی که این حق بر او است یا برای او است.

امام صادق (علیه السلام)

قاسمیه در شبکه های اجتماعی