شیطان شناسی - قسمت31(پایان)

شیطان شناسی - قسمت31(پایان)

توسط: حامد سلیمان پور

119 بازدید

1398/5/19

ساعت:00:00

تغییر مقدرات الهی با دعا

در روایت است که قرار بود پیامبر بنی اسرائیل چهار صد سال بعد برای نجاتشان ظهور کند، این ها در پیشگاه خدا ضجّه و بکاء کردند، خداوند صدو هفتاد سال از آن مدت معین شده را کم کرد و حضرت موسی (ع) صد و هفتاد سال زودتر ظهور فرمود. ما نمی دانیم تشریف فرمایی امام عصر (عج) برای چه زمانی تقدیر شده ؟ چه بسا اصلا تقدیر نشده باشد. اپر هم تقدیر شده دست خدا باز است، می تواند آن را تغییر دهد، پیش بیندازد و ظهور را زودتر مقدّر فرماید. یکی از فوائد دعا همین اثر آن است. به این نیت دعا کنیم که:« خدایا! اگر هم چیزی از غیبت مولای ما باقی مانده از آن چشم پوشی کن و آن را پیش بینداز.» آن وقت هنگامی که مولا ظهور کنند و چشممان به جمال ایشان روشن شود، خشنود خواهیم بود، زیرا از کسانی بوده ایم که در این مسیر قدمی برداشته اند. ما که نمی دانیم، ممکن است تعجیل فرج امام (عج) به دعای یک فرد عادی باشد. این را بعید نشمرید. در روایت داریم که:« هیچ دعایی را دست کم نگیرید.»

داستان دیشب را به یاد بیاورید. گاه دعای یک یهودی هم می گیرد. آن یهودی با دل سوخته دعا کرد لذا دعایش گرفت. ما نیز هر گاه دلمان برای مصیبت سیدالشهدا(ع) سوخت اول برای امام زمانمان دعا کنیم. مجالس ابی عبدالله(ع) مجرای برکت الهی است هر جا احساس کردیم که اتصالمان برقرار شد، بگوییم:« خدایا! همه ی حاجات ما به کنار، این یکی را برای شادی حضرت رسول(ص) و حضرت صدیقه طاهره(ع) زودتر اجابت فرما.» زیرا مرهم دل همه ی اولیاء الهی چیزی جز ظهور امام عصر(عج) نیست.

استغفار

اما استغفار، شاهرگ شیطان را قطع می کند و دیگر نمی تواند هیچ ضرری به ما بزند. یکی از نشانه های ایمان است که مومن اگر هم گناهی مرتکب شد، از استغفار غفلت نمی کند. خداوند این امتیاز را برای اهل ایمان قائل شده است  که اگر مرتکب گناه شدند، تا هفت یا نه ساعت برایشان نوشته نمی شود. این قدر به ما مهلت داده شده که بازگردیم تا آن گناه ثبت نشود که البته اگر ثبت گردد، کار مشکل تر خواهد شد.

بنابراین اگر انسان بدون تعمّد گناهی مرتکب شد و لغزشی کرد، بلافاصله استغفار را کنارش بگذارد، زیرا شیطان از استغفار فرار می کند.

روزی ابلیس برای حضرت یحیی بن زکریا مجسّم شد و عرضه داشت: « می خواهم تو را نصیحتی کنم.» حضرت یحیی فرمود:« من نصیحت تو را نمی خواهم، ولی بگو بنی آدم را چگونه می بینی؟» شیطان گفت:« بنی آدم نزد ما سه گروه اند: یک گروه هستند که خیلی کارشان برای ما سخت است. این ها کسانی هستند که به سراغشان می رویم تا نسبت به دینشان فریبشان دهیم و بر آن ها مسلطّ گردیم. اما به استغفار و توبه روی می آورند و این، همه ی نقش های ما را بر آب می کند. دوباره به سوی او برگردیم تا باز او را وسوسه کنیم و به گناه اندازیم، اما او باز هم توبه می کند، ما از او مایوس نمی شویم و رهایش نمی کنیم اما از طریق او به مقصودمان نمی رسیم و از جانب او به رنج و زحمت می افتیم اما گروه دیگری هم هستند که:

فی أیدینا بِمَنزِلَةِ الکُرَةِ فی أیدی صِبیانِکم نَتَلَقَّفَهُم کَیفَ شئنا قد کُفینا مَواوَنَةَ أَنفُسِهِم، برای ما توپی هستند که در دست کودکان شماست و ما هر گونه بخواهیم آن ها را بازیچه ی خود قرار می دهیم. این ها همان هایی هستند که خودشان یک پا شیطان اند و احتیاج به تحریک ما ندارند خودشان به سمت معصیت می روند و ما نسبت به آن ها در زحمت نمی افتیم. و گروه سوم مانند شما معصوم اند و نسبت به آن ها بر هیچ قادر نیستیم.»

البته استغفار فقط به زبان نیست و بر اساس روایات دو پایه ی حداقلی دارد:« یکی پشیمانی نسبت به گذشته. یعنی قلبا خود را ملامت کنم که:« چرا چنین کردم؟» دوم تصمیم به این که دیگر آن گناه را انجام ندهم. این حداقل چیزی است که باید در حال استغفار وجود داشته باشد. حال اگر استغفار را به زبان هم آوردم چه بهتر. اما مهم آن حالت پشیمانی است. اصل و اساس توبه همان پشیمانی و تصمیم بر ترک آن است و البته در رتبه های فراتر باید به فکر جبران آن گناه بود و حقوقی که از خداوند یا از مردم بر گردن داریم را باید ادا کرد. مانند این که نمازهایی را که از ما فوت شده قضا کنیم یا اموالی که از مردم تضییع کرده ایم به آن ها باز گردانیم و راضیشان کنیم. این ها در واقع مکمل توبه به حساب می آیند.

در بعضی روایات داریم که فرد از گناهش نجات نمی یابد مگر این که در پیشگاه خدا به آن اقرار کند نیز همان پشیمانی قلبی برای آن که فرد در زمره ی توبه کنندگان قرار گیرد کفایت می کند. همین که از اعمال قلبم بگویم:« خدایا! اشتباه کردم و فریب خوردم......» و به این ترتیب نزد خدا به کرده ی خود اقرار کنم، کافی است. اقرار نزد امام معصوم (ع) که خودش از حال ما خبر دارد اشکالی ندارد، ولی نباید نزد افراد عادی اقرار به گناه کند. ما مجاز نیستیم نزد افراد عادی آبروی خود را ببریم و پیش آن ها اعتراف به گناه کنیم.

 نکته ی دیگر آن که خوبست انسان « توبه کار» باشد چون « توابین» محبوب خدا هستند. خدا نکند نسبت به گناهی چنین حالی پیدا کند که هر چه توبه کند، باز هم در آن واقع شود. پیشتر این روایت را خواندیم که: به رسول خدا (ص) عرضه داشتند: وقتی ما در محضر شما هستیم لذت های دنیا را فراموشمان می شود گویی آخرت و بهشت و دوزخ را می بینیم. اما وقتی از محضر شما مرخص می شویم دنیا در نظرمان بزرگ می شود و رغبتمان را بر می انگیزد. لذا در هراسیم که نکند دچار نفاق شده باشیم. حضرت فرمودند:« مومن به فتنه دچار می شود و بسیار توبه می کند.» و همین آیه را خواندند که: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ.

تواب یعنی بسیار توبه کننده، معلوم است چنین کسی زیاد گناه می کند اما مهم این است که از بازگشت غافل نمی شود. البته چنان که پیشتر هم گفته شد این به معنای جایز شدن گناه نیست. قطعا« گناه نکردن» از «گناه کردن و پس از آن توبه نمودن» اولی است، ولی مهم این است که اگر پایمان لغزید و به گناه افتادیم، معطل نکنیم و سریعا رو به توبه بیاوریم. آن را به بعد موکول نکنیم. با خود نگوییم:« باشد تا شب جمعه که دعای کمیل بخوانم و حالی پیدا کنم!» بلکه هم الآن آن را تدارک کنیم. اصلا که گفته تا شب جمعه زنده هستیم؟ بسیاری از کسانی که مرده اند فکر نمی کردند که می خواهند بمیرند. احدی از ما هم نمی دانیم تا همین شب جمعه ای که در پیش است  زنده هستیم یا نه؟ هیچ کس نمی داند. جوان و پیر هم ندارد. اجل به دست خداوند است و هیچ کس نمی داند پس پرده چه خبر است؟ نباید نقد را از دست داد. در مجلس ابا عبدالله(ع) باید توبه کرد، بهترین جا همین جاست. حالا که خدا توفیق داده به مجلس ابا عبدالله (ع) بیاییم این نعمت را قدر بدانیم و بدانیم گریه بر اباعبداالله(ع) خودش توبه است. امام هشتم (ع) به ابن شبیب فرمودند:

یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ بَکَیْتَ عَلَی الْحُسَیْنِ (ع) حَتَّی تَصِیرَ دُمُوعُکَ عَلَی خَدَّیْکَ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِیراً کَانَ أَوْ کَبِیراً قَلِیلًا کَانَ أَوْ کَثِیراً.

ابن شبیب، اگر برای حسین علیه السلام گریه کردی آن­قدر که اشک­هایت بر گونه­ات جاری شد، خداوند تمام گناهانی که مرتکب شده­ای، کوچک یا بزرگ، کم یا زیاد، را می­آمرزد.

فقط باید مواظب باشیم از این جا که بیرون می رویم دوباره به گناهان پیشینمان برنگردیم. همین جا پاک شویم و با پشیمانی نسبت به گناهانمان، خاطر سیدالشهدا(ع) را از خود شاد کنیم. ان شاالله

دسته بندی: شیطان شناسی

برنامه های هیئت

تفسیر روز

سوره بقره آیه 164-163

1398/4/31

تفسیر قطره ای قرآن

«وَإِلَهکُمْ إِلَه وَاحِدٌ لاَّ إِلَه إِلاَّ هوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ (163) إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا ینفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّه مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاء فَأَحْیا بِه الأرْضَ بَعْدَ مَ...


204 بازدید

حدیث روز

لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّی تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:۱ ـ. سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. ۲ ـ. وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. ۳ ـ. وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.


مؤمن، مؤمن واقعی نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:سنّتی از پروردگارش و سنّتی از پیامبرش و سنّتی از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است، امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است، امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است.

امام رضا (علیه السلام)

قاسمیه در شبکه های اجتماعی